وب نوشت های حسین محمدی

در شبکه های اجتماعی :

برای اطلاع از آخرین نوشته ها در خبرنامه

گوهره‌ی ایجاد تغییرات بزرگ

عالمیان از ظهور منجی می گویند و در پس این روحیه ی منجی طلبی و منجی خواهی انگیزه ایست. انگیزه ای نه از جنس موضوعیت داشتن منجی بلکه انگیزه نشات گرفته از تغییرات حاصل از ظهور منجی. اگر چه برای مسلمین منجی فارغ از تغییرات حاصل از ظهور خود به به عنوان ولی الهی صاحب موضوعیت است؛ اما ما نیز بیشتر امام زمان (عج) را از روی تحولات پس از ظهورش می شناسیم.

منجی می آید که بزرگ ترین تغییرات عالم را رغم بزند و ایجاد چنین تغییراتی لوازمی می طلبد. بگذارید همین جا تفکر عده ای را که قائل به این موضوع هستند که امام زمان (عج) می آید و صرفا با آمدنشان و دمیدن بر عالم، جهان را گلستان می کند را مورد سرزنش قرار دهم. اگر قرار بود عالم با یک دمیدن امام تغییر کند، حسین ابن علی (ع) مطمئنا این دمیدن را بلد بود و هرگز به قربانگاه نمی رفت. امور این عالم باید توسط اسباب و لوازم انجام شود و تحول جهانی امام زمان (عج) نیز از این قاعده مستثنی نیست.

تحولی به این عظمت چه لوازمی دارد؟ بار ها و بار ها وقتی از ظهور حضرت حجت شندیده ایم یکی از مهم ترین صحبت هایی که مطرح می شود سیصد و سیزده یار خاص و ویژه ی آن حضرت است. این موضوع که در کنار این همه زیرساخت لازم برای تحول بزرگ تاریخی، یاران خاص ایشان به عنوان برجسته ترین و مهم ترین زیرساخت لازم در ادبیات دینی مطرح می شوند تصادفی نیست.

فی الواقع نیروی انسانی مهم ترین بنیان ایجاد بزرگ ترین تحولات تاریخی بوده، هست و خواهد بود. اگر سیر عمیق و دقیقی داشته باشید در بزرگ ترین شرکت های دنیا و بزرگ ترین تحولات تاریخی و بزرگ ترین جنبش های اجتماعی، سیاسی و مذهبی، حتما مهم ترین گوهره ی آن ها را نیروی انسانی با کیفیت خواهید یافت. هر چه قدر تغییری که در سطح عالم رخ می دهد بزرگ تر و مهم تر باشد برجستگی گوهره ی آن یعنی نیروی انسانی اهمیت بیشتری پیدا می کند.

اگر آماده ی ایجاد تغییرات بزرگ می شوید، نیروی انسانی را نسبت به سایر زیرساخت های لازم را به شکل جدی در اولویت اول قرار دهید. نیروی انسانی برای ایجاد تحولات بزرگ یک اصل مطلق و مابقی زیرساخت ها در مقابل آن فرع محسوب می شوند. تا نیروی انسانی از درجه ی لازم برخوردار نگشته سایر زیرساخت های لازم را فراموش کنید. مجتمع شوید، متحد شوید و کوه ها را با قدرتتان از جا برکنید.

گام اولِ گام دوم انقلاب

فرض کنید می خواهید یک خودرو ثابت را با هل دادن به حرکت در آورید. همیشه نیرویی که برای آغاز حرکت نیاز است بیشتر از نیرویی است که پس از به راه افتادن خودرو باید برای ادامه حرکت با شتاب ثابت به کار ببرید. (شاید این موضوع را تجربه کرده باشید ولی مورد ذکر شده به دلیل بیشتر بودن ضریب اصطکاک ایستایی ماکسیمم نسبت به ضریب اصطکاک جنبشی است که در ذیل مبحث دینامیک در فیزیک بررسی می شود.)

موضوع فیزیکی ذکر شده در جنبه های مختلف دنیا ظهور و بروز پررنگی دارد. اولین گام های یک کودک خردسال، اولین پرواز یک پرنده، اولین روز رانندگی، اولین روز مدرسه، اولین آشپزی، اولین سخنرانی و همه ی اولین هایی که در طی زندگی تجربه کرده ایم و خواهیم کرد نمونه برقراری این قانون فیزیکی در بطن طبیعت این جهان است.

در غالب موارد اولین قدم در هر حرکتی سخت ترین قدم است. گاهی آن چنان این قدم اول سخت می نماید که آن را غیر ممکن می پنداریم و گاهی نیز از آن کار منصرف می شویم.

امروز بدون شک گام دوم انقلاب اسلامی تکلیف ملت ایران به خصوص حوانان است. و مثل هر حرکت دیگری، شروع حرکت در مسیر گام دوم انقلاب دچار چالش اولین گام است.

به راستی چگونه می توان گام دوم انقلاب را با این گستردگی طیف موضوعی، و به عنوان راهبرد کلان ۴۰ ساله دوم انقلاب اسلامی به انجام رسانید؟

راهکار پیچیده نیست. از آنجایی که گام دوم انقلاب حرکتی در راستای تحقق تمدن سازی نوین اسلامی و در نهایت ظهور حضرت بقیه‌الله (عج) و برقراری دین الهی در سراسر عالم است؛ فلذا باید چگونگی این حرکت بزرگ دینی را در منابع دینی مورد جستجو قرار داد.

در آیه ۴۶ سوره سبأ خداوند می فرمایند: قل انما اعظكم بواحدةٍ ان تقوموا لله مثنی وفرادى ثم تتفكروا << بگو من فقط به شما يك اندرز مى‏ دهم كه دو تا دو تا یا به تنهايى براى خدا به پا خيزيد سپس بينديشيد>>. در این آیه خداوند به تتبین روش حرکت در راه خدا می پردازد و می فرماید که ابتدا برای خدا قیام کنید و سپس دستور به تفکر می دهد.گام اول حرکت کردن را خداوند قیام کردن بیان می کند و ابتدا به قیام جمعی (دو تا دوتا) و در صورت عدم امکان، به قیام انفرادی دستور می دهد. جالب است که خداوند ابتدا به قیام دستور می دهد و سپس به تفکر کردن، و این خود نشان دهنده ی این است که به پا خاستن برای یک هدف نسبت به داشتن طرح و برنامه ی قبلی دارای ارجحیت است.

پس اگر می خواهیم شروع به انجام تکلیف خود در زمینه ی گام دوم نماییم راه برون رفت از چالش شروع کردن، برداشتن قدم اول یعنی به پا خاستن و قیام در راه خدا به صورت جمعی ویا در صورت عدم امکان، به صورت فردی است. اگر به پا خاستیم، گام بعدی تفکر و برنامه ریزی خواهد بود.

و این گونه و بر مبنای این آیه حرکت های بزرگ دینی تاکنون شکل گرفته است که  نمونه ی بزرگ آن ظهور انقلاب اسلامی در عصر حاضر است.

نکته مهم دیگر این است که در مورد قدم اول هر کاری باید حس کمال طلبی را کنار گذاشت چون تحقق کمال یک امر در اولین گام، از بعید ترین چیز هایی است که بتوان در این عالم یافت. طبیعی است که کودکی که شروع به راه رفتن می کند در اولین قدم قریب به یقین می افتد. ولی او این نقص در حرکت در اولین گام را، هرگز بهانه ای برای راه نرفتن قرار نمی دهد. کودک هرگز به خود نمی گوید که توان من نهایتا در حد گام اول است و چون نمی دانم که گام بعد چیست و چگونه است پس از این گام اول هم دست می کشم. او با تلاش، گام اول را برمی دارد و با ادامه ممارست به گام دوم و گام های بعدی دست می یابد تا در راه رفتن تبحر لازم را پیدا کند.

گام اول را بردارید. تصمیم بگیرید، با دیگران در این مسیر هم عهد شوید و برنامه ریزی کنید و عمل را مایه ی تحقق آن قرار دهید. گام اول را بردارید حتی اگر چیزی درباره ی گام های بعدی نمی دانید.

چطور فاسد نشویم؟!

رود ها جاری می شوند و چشمه ها می جوشند و تنها این آبگیر است که می ماند و می گندد و فاسد می شود. جوشش و حرکت مانع از فساد رود و چشمه می شود و این رکود است که فساد آور است برای آبگیر.

جوهره ی نظام هستی بر  اساس حرکت، جاری شدن و جوشیدن عمل می کند که این خود حاصل از حکمت پروردگار است.

حکمت خداوند اقتضا می کند که موجود را برای هدفی بیافریند. هر هدفی برای دست یافت است و لازمه ی دستیابی به هدف حرکت به سوی آن.

خلقت انسان هدفمند است و مسیر دستیابی به هدف مسیر رشد و تولید ارزش افزوده است. توقف انسان در بعد معنوی فساد آور و مایه پس رفت است. اگر پیشرفت نکنیم لاجرم محکوم به پسرفت هستیم. چرا که ذات سکون پسرفت و فساد است.

در بعد مادی نیز سکون قطع به یقین مایه ی پسرفت و فساد خواهد بود. در جهانی که ذاتش رشد است و حرکت رو به جلو، کسی که بایستد با جا ماندن از کاروان رشد، داشته هایش را از دست می دهد. و چه حکمت آمیز فرمود امیر مومنان که اشیا با ضد هایشان شناخته می شوند. وقتی کاروان رشد می رود تو ثابتی، پس چون آن زیاد می شود، با اینکه در ظاهر ثابت مانده ای، در واقع در حال کم شدنی.

روی دیگر این سکه سرمایه عمر است. اگر ثابت بمانی دائما در حال از دست دادن سرمایه اصلی ات بدون به بار نشاندن هیچ دستاوردی هستی. یا عمر را را تبدیل به ارزش افزوده می کنی و یا نیست و نابود.

سکون در کار جمعی و تشکیلاتی نیز مایه ی تباهی و فساد است و مصداق آن را می توان امروز در بسیاری از ادارات مشاهده کرد. کارمندانی راکد، بدون انگیزه، کار نابلد که هیچ تلاشی برای بهیود نمی کنند و چون آبگیر که دیگر توانمندی رشد و نمو و بهره وری را ندارند، تولید ارزش شان به صفر میل می کند و در نهایت کار مردم در چنین اداراتی همیشه لنگ است و مسائل شان با بدترین عذاب ها در این ادارات حل … .

برای فاسد نشدن باید جاری شد و رشد کرد. هر روز باید بهتر از دیروز باشی وگرنی راکد شده ای و باید منتظر فساد بمانی. شناخت، بن مایه ی خرد آدمی است و خرد آدمی، منشا تصمیمات وی. باید شناخت را بیشتر کرد، گاهی با کسب دانش و آگاهی، و گاهی با کسب تجربه. مهم این است که باید حرکت کرد و جوشید و زایید تا مثل یک رود به دریا و اقیانوس تبدیل شد.

انگیزه را به موتور تشکیلات برسانید

گاهی در کار تشکیلاتی با صحنه ای مواجه می شویم که سرعت کم شده یا کار متوقف شده است. در این زمان به دنبال اشکال کار در بدنه و موتور تشکیلات می گردیم غافل از این که هیچ اشکالی در بدنه ی تشکیلات وجود ندارد. در چنین مواقعی درست است که با یک بررسی می توان دید که نیروی انسانی به عنوان موتور تشکیلات کارش را درست انجام نمی دهد ولی این دلیل بر اشکال پیدا کردن موتور تشکیلات نیست. همانطور که وقتی در جاده بنزین تمام می کنید هیچ وقت نمی گویید فلان قسمت ماشینم خراب شده یا این ماشین دیگر به کار نمی آید. و از این رو هرگز درموارد مشابه در کار تشکیلاتی نباید چنین اظهار نظری داشته باشید.

طبیعی ست که خودرویی که سوخت ندارد حرکت نمی کند و اگر اشکال تشکیلات را مشابه یافتید به سراغ یافتن سوخت بروید و نه عیب یابی از نیروی انسانی تشکیلات.

در هر تغییری باید انگیزه ای وجود داشته باشد وگرنه ایجاد یک تغییر و یا جلوگیری از وقوع یک تغییر از روی تعمد و بدون انگیزه، تنها از دیوانه ها سر می زند. هر تشکلی برای مدیریت حداقل یک تغییر شکل میگیرد و به همین دلیل قطعا به انگیزه نیاز دارد.

به شما قول می دهم در مواقعی که انگیزه ی مجموعه از بین رفته هر تغییری در مجموعه که به تولید انگیزه منجر نشود در صورت داشتن  هر اثری در حرکت مجموعه، کاملا موقتی و محکوم به شکست است. هنر ایجاد و حفظ انگیزه در درازمدت یکی از مهمترین شاخصه های یک تشکیلات موفق است. در کار تشکیلاتی همیشه حفظ و ارتقا انگیزه را در دستور مهم ترین اقدامات قرار دهید. بدون انگیزه بهترین نیروی انسانی که می توانید تصور کنید به کار تشکیلات نخواهد آمد.

ساختار تشکیلاتی سیال، چرا و چگونه؟

تشکیلات زمانی شروع به کار می کند که هدفی در ذهن شکل می گیرد و انگیزه ای در پی آن می آید. گروهی حول هدفی مجتمع می شوند و آماده حرکت به سوی آن. اما این تنها آغاز ماجراست؛ آغازی بر یک کار جمعی. کار جمعی، توزیع وظایف و اختیارات می طلبد و توزیع وظایف و اختیارات، ایجاد نقش هایی که منجر به ایجاد تشکل می شوند را مطالبه می کند.

ماهیت جهان هستی ماهیت مبتنی بر رشد است. گیاهان، حیوانات و انسان ها همه و همه در پی رشد اند و چنانچه مرگ و ایستگاه آخری برای موجودات وجود نداشته باشد این ماهیت رشد فضای رشد بی نهایت را می طلبد که از عهده ی دنیای مادی خارج است. اما در پس پرده ی وجود این ایستگاه آخر واقعیت بسیار مهمی وجود دارد به نام جایگزینی.در ساختار تشکیلاتی چنانچه رویه ای برای جایگزینی وجود نداشته باشد بنابر محدودیت نقش ها، عناصر شایسته رشد و ارتقا جایگاه، در ساختار سازمانی رو به پایین فشار داده می شوند زیرا جایگاه بالاتر از قبل توسط فردی دیگر پر شده است.

نیروی انسانی موتور پیشران یک مجموعه است وچنانچه جلوی رشد وی گرفته شود درواقع با سرکوب کردن ذات و فطرت پیشرفت خواه وی با ذات آفرینش انسانی مخالفت شده است. در واقع چنین فردی که مجموعه علیه فطرت او به پا خاسته در مواردی بی انگیزه می شود و در مواردی رفتار تهاجمی برای کسب جایگاه مورد نظر پیدا میکند که اولی در واقع و در پس پرده به معنای نبود چنین نیروی کاری برای تشکلیلات و دومی به معنای به وجود آمدن یک عنصر داخلی مخل تشکیلات خواهد بود.

برای جلوگیری از چنین مشکلی باید در هر تشکلی مکانیزم های منطقی و ثابتی برای رشد جایگاهی افراد وجود داشته باشد. تشکیلاتی که مکانیزمی برای تغییر راس هرم خود ندارد به وسیله مخالفت با ذات طبیعت، موقتی و محکوم به شکست است. و این گونه است که حکومت ها به عنوان بزرگترین ساختار های تشکیلاتی از این قاعده مستثنی نیستند و به همین دلیل است که حکومت های دیکتاتوری محکوم به شکست هستند.

اگر ساختار تشکیلات شما مکانیزم جایگزینی درستی ندارد به دنبال ایجاد آن باشید. مکانیزم های جایگزینی باید افراد در حال رشد را به سمت بالا و جایگاه های شایسته ی آن ها سوق دهند و افراد بدون شایستگی جایگاه را به سمت پایین و یا حذف از مجموعه.

در نهایت باید توجه کرد که فردی که شایستگی اش فرا تر از تشکیلات است در صورت امکان باید به سمت جایگاه هایی متناسب، در خارج از تشکیلات و یا حتی تشکل های دیگر بگردد و یا آن را به وجود آورد. چرا که این رشد فرا تشکیلاتی برای چنین شخصی احتمالا بیشتر بر طریق تکلیف مداری خواهد بود تا خدمت در راس جایگاه تشکیلات ذکر شده. از طرفی رعایت این امر به داشتن ساختار تشکیلاتی سیال کمک خواهد کرد.

مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی

بار ها و بار ها این سوال در اذهان مختلف ملت  ایران شکل گرفته که دستاورد انقلاب اسلامی طی ۴ دهه ظهور بر تارک سیاسی ایران چه بوده و آیا این دستاورد ارزش این همه مقاومت و سختی در برابر زورگویان عالم را داشته است؟رسانه های آن ور آبی با بزرگ نمایی نواقص و مشکلات و کوچک نمایی و سانسور سازی دستاورد ها، در پی کاهش عزت نفس ملت ایران و بازسازی مجدد شعار “ما نمی توانیم”  که در دوران پهلوی و قاجار بر تارک اندیشه حاکمان و ملت ایران نقش بسته بود هستند و رویکرد اصلی آن ها ناکارآمد نشان دادن نظام جمهوری اسلامی در امر حاکمیت است.

از سوی دیگر در داخل نیز گاهی نواقصی از قبیل تبلیغات نارسای حکومت از دستاورها و گاهی نشان دادن تنها نیمه ی پر لیوان از طریق این تبلیغات، بر عمق و دامنه ی اشائه ی پرسش مطرح شده افزوده است. بار ها و بار ها در نمایش دستاورد های انقلاب اسلامی از پیشرفت های علمی، مثل صنعت نانو، هسته ای و … نام برده شده است. و احتمالا کمتر کسی از پیشرفت حیرت انگیز در صنایع نظامی و موشکی و هوا فضا مطلع نباشد. ولی سوال اصلی این است که آیا این ها دستاورد اصلی انقلاب هستند و انقلاب اسلامی شکل گرفت که تنها چنین دستاورد هایی حاصل آید؟

فی الواقع باید گفت که دستاورد های متداولی مثل دستاورد های مطرح شده که غالبا  برای  انقلاب اسلامی مطرح می شود تنها ابزار هایی برای تحقق آرمانی ولاتر و برتر هستند. قله ی انقلاب اسلامی تحقق جامعه ای است مبتنی بر اسلام که تک تک افراد آن اسلام را چه از جهت شئون انفرادی و چه از چه جهت شئون سیاسی و اجتماعی مورد درک و عمل قرار می دهند. مصداق بارز دستاورد های انقلاب اسلامی در حرکت در مسیر این قله، شهید حججی هایند که با نزدیک شدن به غایت فطری انسانی در افق وجودی تحقق انسان کامل ره صد ساله را یک شبه طی کردند و این مهم در این مقیاس حاصل نمی شد مگر با ظهور انقلاب اسلامی و حضور جمهوری اسلامی به عنوان قوای حاکمه کشور.در کجای عالم و تاریخ می توان یافت انسان هایی مانند شهدای جنگ هشت ساله، شهدای مدافع حرم، شهدای هسته ای و عالمان و دانشمندان متعهد و متخصص و نخبگان گمنامی را که نه تنها اسلام را با وجود تمام حجمه های رسانه ای، سیاسی، فرهنگی، افتصادی ایادی شیطان درک کرده اند بلکه عمل کردن به آن را در تمامی شئون زندگی خود به منصه ظهور کشیده اند  و اخلاصشان گوهر تابنده آنان در خدمت رسانی به ملت ایران بوده است.

و چه دستاورد های عجیبی هستند اینان. اینان که با حرکت در مسیر غایی انسان کامل بسی حیرت را در میان عالمیان از خود به جای گذاشته اند. انسان هایی که از مرگ و دشمن هرگز نمی هراسند و قهقهه ی مستانه ی شان به وقت شهادت، هیبت ساختگی دشمنان را به یک باره فرو می ریزد و نه این گونه است که اینان موجوداتی بی احساس و درنده باشند. هنگام مواجهه با سایر مومنین از فروتنی و محبت شان حیرت می کنی و مهربانی شان با همسر و فرزند و دوستان شان بی نظیر است. وقتی در محضر پروردگار حاضر می شوند خاشع اند از خوف او، و گویی این نه آن دلاوری است که در مقابل دشمن آن چنان بی باک و نترس می شناختی اش. تعهدشان نسبت به مسئولیت شان غیر قابل باور است و این تعهد است که ایشان را به تخصص در مسیر حرکتشان ملزم می کند.

آری، چنین انسان هایی را با چنین کیفیتی و کمیتی در طول تاریخ و در عالم نخواهیم یافت. این است دستاورد انقلاب اسلامی در مقدمه سازی ظهور منجی عالم. نیروی انسانی با چنین کمیت و کیفیتی مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی است و این نیروی انسانی مهم ترین زیرساخت لازم برای ظهور و برقراری حکومت الهی برای جهانیان خواهد بود. و در پایان در یک کلام باید گفت مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی پرورش انسان های تراز اسلام است.

کانال تلگرام